تبليغاتX
جادوی تنهایی - زور گویی برای خاموشی یک جنبش سبز
"کسي به فکر گل ها نيست کسي به فکر ماهي ها نيست کسي نمي خواهد باور کند که باغچه دارد مي ميرد که قلب باغچه در زير آفتاب ورم کرده است که ذهن باغچه دارد آرام آرام از خاطرات سبز تهي ميشود" خيلي از زندگي دلسرد و بي انگيزه شدم زندگي توي کشوري که حقوق منو ناديده مي گيرن ،حقوق که چيزي نيست ،عقل منو نديد مي گيرن ؛شعور منو ناديده مي گيرن و براي رسيدن به قدرت به صورت هر کسي که تو راهشونه چنگ مي زنن و متوسل به دروغهاي آنچناني و تهمت هاي بيجا مي شن و احساس خطر کردم از زندگي در اين کشور که دو تا ديکتاتور بزرگ درش حکمفرمايي مي کنند من کشورم رو دوست دارم کشوري که روزي کوروش کبير اونو رهبري مي کرده و اين تمدن با شکوه رو داره و براي همينه که دوست ندارم به دست اين کله شق ها بيفته و ذره ذره آبش کنند و الان هم بعد از هزاران بار قسم خوردن اينجا تعهد مي دم که ديگه شناسنامه من بوي انتخابات به مشامش نخواهد رسيد از دولت ،از نظام، از سرودهاي حاوي متن هاي انقلابي يا چيزي تو اين مايه ها ، از کلمه ي احمدي نژاد و ولايت فقيه متفرم متفرم ، متنفر
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 12:13 توسط محدثه| |
جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی