تبليغاتX
جادوی تنهایی
پابندم
به سنتي که سزا نيست
به باوري که مرا نيست
به بخت , بختک سنگي
به ظلمتي که روا نيست

خاموشم
که شهر خرده نگيرد
که مرد خرده نگيرد
که عقل خرده نگيرد
که درد خرده نگيرد

مي گردم
در اين تسلسل بسته
براي روزنه اي باز
بلند ميشوم از خويش
به پاس ديدن پرواز

 

همه چيز در هاله اي از سکوتي بي معنا و ناشناخته پيچيده است
صداي قلپ قلپ آبي که براي اين ماهي هاي رقاصه يک نواي آهنگين است
صداي دکتري که هميشه در اين ساعت از تلويزيون پخش مي شود به گوش مي رسد ولي باز هم حکايت بي معنا بودن هميشگي را دارد
يا بوم سفيدي که خطوط مدادي روي آن نقش بسته است و روي سه پايه اي چوبي نشسته اين هم ناله مي کند از نبودن معنا ؛در آن اتاق تاريک و بهم ريخته
ولي من بي معنا و گنگ بودن تمام وسايلي که روي ميز کامپيوترم ريخته شدن چه مانيتور ،چه اين تلويزيون بي آنتن ،چه اين کيس پيري که برام بيشتر از 9سال کار کرده رو از همه کس و همه چيز بيشر حس ميکنم
ولي خودم از اون خلايي که مي گفتم از اون پوچي يا از اون روزمرگي در اومدم چند تا کتاب نخونده دارم که اونا رو بايد بخونم چند وقت پيش يه مسافرت 4 روزه داشتم يه سفر زيارتي بود و مي شه گفت يه جورايي فرهنگي
اين چند روز يه چيزايي رو ديدم که تا حالا اصلا فکرشم نمي کردم
يه خانواده هايي که به بوي گند فاضلاب کوچه شون عادت کرده بودن يا همون تکه نوني رو که داشتند رو با مهمونشون تقسيم مي کردند يا جدا از اونها يه خانواده هايي بودن که در عمق فقر فرهنگي فرو رفته بودن اصلا فکرشم نمي کردم که توي اين دوره و زمونه يه همچين فرهنگهايي وجود داشته باشه فکر مي کردم اين فرهنگها مال قرن 13،14 باشه يا حداقل با مدرنيته شدن رو به زوال رفته باشن  ولي متاسفانه اونجا ريخته بود از اين جور تفکرات که افسردگي تلخي رو به دنبال داره
"تبعيض جنسيتي"يعني هنوز زن  رو ابزار پست خاکي  و برده خدمتگزار خاک مي دونن
گريه داره وقتي که زن خودش رو موجود حقيري مي دونه که براي خدمتگزاري آفريده شده که نه تنها مرد حتي زن هاشون هم از گفتن اسم و هويت زن خجالت مي کشن و براي نام بردن يک زن آشنا يا حتي فاميل اونو به اسم پسرش صدا مي زنن نمي گن مثلا فريبا خانوم اگه اسم پسرش علي باشه صداش مي زنن مادر علي  اين واقعا گريه داره
از هر چيزي که مختص زنها باشه به عنوان يک ضعف ياد مي کنن
اگر يه خانوم پسراش زيادتر از دختراش باشه نازش بيشتر خريدار داره
اگر حامله باشه تمام نذر و نيازاش ،تمام استرس و دلهره هاش ،تمام هم و غم اش اينکه يه وقت بچش دختر نشه ها!!!
که اطرافيانش اونو اينطوري دلداري مي دن:
نترس حالا يه دختر هم بد نيست کاراي خونتو مي کنه مي شه کمک دستت
به اين مي گن افسردگي تلخ
که راست مي گفت نيچه"
"افسردگي بهايي است که انسان براي شناخت خود مي پردازد هر چه عميق تر به زندگي بنگري به همان مقدار هم عميق تر رنج مي کشي"
ولي همه جاي ايران اين مشکل رو داره چه توي قانون چه توي.....ولي شدت داره هر جا عقب مونده تر اين مشکل بيشتر
همه ي اعتماد به نفس يک زن ايراني در درجه ي اول به ظاهر فريبنده و ميزان زيبايي عامه پسندش نسبت داده مي شه تا به شخصيت،معلومات،رفتار و خصوصيات اخلاقيش
زن ايراني انگار آفريده شده براي پوشاندن کمبود هاي ديگران و در عين حال براي اينکه سکوت کند و هميشه لبخند زنان رضايت خود را از نقشهايي که برايش در نظر مي گيرند اعلام دارد
زن ايراني بايد در سايه بماند چون به خاطر زن بودن به اندازه کافي مجرم است !
ابراز نارضايتي کردن ها ،..غم ها را بيرون ريختن ها و شکوه کردنهايش همه ناشي از عقده هاي روانيش قلمداد مي شود.
زن ايراني مي ترسد با اسم و فاميل غير مستعار حتي داستان بنويسد !
...چرا که هزاران هزار انگشت اتهام به سويش روانه مي شود...رازهايش برملا مي شود و در حلقه اي از عيب جويان ،خشمگينان و فرصت طلبان گرفتار مي شود.
زن ايراني مي ترسد حتي درد و دل کند !
زن ايراني مي ترسد جز خوشبختي حس ديگري را در وجود خود بروز دهد!....
خوشبختي.....خوشبختي......خوشبختي......بخت......بخت....بخت!...دم بخت!.....ازدواج!....فرزند!....شوهر! اينها يعني زن خوشبخت ايراني
زن ايراني حتي پس از ازدواج و به اصطلاح خوشبخت شدنش هم حق ندارد خودش باشد !او حق ندارد بگويد قبل از ازدواج دوست داشته و دوست داشته شده است
زن ايراني چون زن است بايد سانسور شود تا خواستني گردد
زن ايراني خود را سانسور مي کند چون جامعه ،عرف و فرهنگ کشورش سانسور شده اش را مي پسندد و به آن اجازه ادامه حيات و قرار گرفتن در ميان سيل خروشان آدميان را مي دهد،
زن ايراني دوست دارد زندگي کند اگر زندگيش را سانسور نکنند و نخواهند که سانسور کند او براستي خوشبخت خواهد بود....!
با همه ي اين وجود همه ي زنهاي فهميده ايراني به زن بودنشان افتخار مي کنند و ابدا دوست ندارند جايگزين يک مرد شوند
چون زن هستند ،چون مادر مي شن
چون از روح لطيف و ظريفي برخوردارن وچون خدا تمام زيباييها و کمالات رو در وجود زن قرار داده بدون هيچ کم و کاستي
من هم به زن بودنم افتخار مي کنم چون.....

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 19:55 توسط محدثه| |
جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی